امروزه مدل بازاریابی STP (جایگاه یابی، تقسیم بندی و هدف گذاری)، یک رویکرد استراتژیک آشنا در بازاریابی مدرن است. در واقع STP یکی از متداولترین مدل های بازاریابی  در عمل می‌باشد و بیشتر استراتژی‌ های بازاریابی با استفاده از آن تدوین می‌گردند.
در یک نظرسنجی، از منظر محبوبیت، STP دومین مدل محبوب پس از SWOT شناخته شد.
مدل بازاریابی STP در برنامه‌ریزی بازاریابی بسیار کمک کننده می‌باشد و بازاریابان می‌توانند بر اساس این مدل، برنامه‌ها و ارتباطاتشان را با مخاطبان هدف اولویت بندی نمایند. این مدل متمرکز بر مخاطبین هدف می‌باشد و بر ارتباطات با مخاطب تاکید می‌کند. در واقع مدل بازاریابی STP، ارزشمندترین بخش‌ها را برای تجارت انتخاب می‌کند و بر اساس آن استراتژی های بازاریابی و جایگاه یابی برای هر بخش ایجاد می‌کند.
استفاده از مدل بازاریابی STP، در بازاریابی دیجیتال نیز نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند، برای مثال استفاده از پرسونا در بازاریابی دیجیتالی‌، می‌تواند به توسعه ارتباطات دیجیتالی کمک به سزایی نماید.

استراتژی‌ های بازاریابی
چگونه از مدل بازاریابی STP استفاده کنیم؟

از طریق تقسیم بندی، می‌توانید بخش‌های مختلف را شناسایی کنید و نیازهای آنها را بشناسید. هر بخش نیازهای مشخصی را دارد، بنابراین پیامی که به هر بخش داده میشود نیز متفاوت و مرتبط با نیازآنها باید باشد. بنابراین باید برای هر بخش پیامی طراحی شود تا بر مزایا و ویژگی‌های مورد نیاز آن بخش تاکید کند. روشهای مختلف و متنوعی برای تقسیم‌بندی مشتریان وجود دارد از جمله مهمترین موارد تقسیم‌بندی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1. جمعیت‌شناختی

تفکیک هر بخش بر اساس سن، جنس، درآمد، تحصیلات، قومیت، وضعیت تاهل، تحصیلات، خانوار(یا مشاغل)، اندازه بازار، محل سکونت و یا حتی حرفه و شغل

2. روانشناسی

در این نوع تقسیم‌بندی، بیشتر شخصیت و احساسات مبنای تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند و تقسیم‌بندی بر اساس: رفتار خرید، سبک زندگی، سرگرمی، ویژگی‌های شخصیتی و … می‌باشند.
روشهای مختلفی برای جمع‌آوری داده ها و تکمیل پروفایل‌های روانشناختی مشتریان وجود دارد شامل:
مصاحبه ها: می‌توان مصاحبه را با چند نفر انجام داد و نظریات آنها را جمع‌آوری نمود، مصاحبه های عمیق این امکان را فراهم می‌کنند که بتوانید مشتریان را بهتر بشناسید و عوامل تاثیرگذار بر تصمیمات آنها را بهتر درک کنید اما مشکلی که در این روش وجود دارد این است که اندازه و حجم نمونه‌ها برای تطبیق دادن با کل جمعیت کم می‌باشد و اگر بخواهیم نمونه‌های بیشتری داشته باشیم هزینه های آن سنگین می‌شود.
نظرسنجی‌ها: نظرسنجی‌ها به شما امکان می‌دهد تا با افراد بیشتری مصاحبه کنید اما گرفتن پاسخ‌های دقیق و روشن در این مدل سختتر می‌باشد.
داده های مشتری: جمع‌آوری داده‌های مشتریان از طریق کارت‌های وفاداری مشتریان، خریدهای آنلاین و … می‌تواد بینشی در خصوص رفتار مشتریان به شما بدهد اینکه مشتریان چه کالاهایی را برای خرید دوست دارند، رفتار خرید آنها به چه صورت می‌باشد، این داده ها به شما کمک میکند تا بتوانید برای قدم های بعدی تصمیم گیری بهتری داشته باشید.

3. سبک زندگی:

در این نوع تقسیم بندی در مدل بازاریابی STP به سرگرمی‌ها، فعالیت‌های تفریحی و سایر فعالیت‌های غیر کاری مشتریان توجه می‌شود. برخی سرگرمی‌ها نقش پررنگی در زندگی افراد دارند و دسته های بزرگی از هواداران را شامل می‌گردد که می‌توان برای آنها برنامه ریزی دقیقی نمود و نتایج خوبی به دست آورد برای مثال فوتبال و هوادارانش که میتوان استراتژی‌ های بازاریابی موفقی برای آنها تعریف نمود.

4. اعتقاد و ارزش‌ها

در این دسته بندی تمرکز بر اعتقادات، ارزشهای دینی، سیاسی، ملی و فرهنگی می‌باشد.

5. جغرافیا:

این تقسیم‌بندی بر اساس کشور، منطقه، موقعیت شهری، روستایی، تراکم جمعیت و آب و هوا صورت می‌گیرد.

هدف گذاریهدف‌گذاری بازار:

در هدف‌گذاری و انتخاب گروه هدف از بین دسته ها باید به مواردی دقت نمود و هر بخش انتخابی باید معیارها و جذابیت‌های لازم جهت انتخاب را داشته باشد. این معیارها شامل:
اندازه دسته‌ها: دسته و بخش انتخابی در مدل بازاریابی ‌STP باید به اندازه کافی بزرگ باشد، تا تقسیم‌بندی را توجیه کند، اگر بازار و اندازه دسته خیلی کوچک باشد، دسته‌بندی معنای خود را از دست می‌دهد.
تفاوت: تفاوت بین بخش‌ها باید قابل ملاحظه باشد، اگر بخش‌ها و دسته‌ها بهم نزدیک باشند و تفاوت زیادی وجود نداشته باشد دلیلی برای وجود دو دسته وجود ندارد.
پول: درآمدزایی حاصل از آن دسته و سود پیش‌بینی شده باید بیش از برنامه‌های بازاریابی برای آن دسته باشد.
در دسترس بودن بخش: هر دسته و یا بخش باید برای کسب و کار قابل دسترس باشد، این دسترسی هم از لحاظ بررسی و تحقیقات بسیار اهمیت دارد و هم از لحاظ اینکه رساندن پیام‌ها به این دسته امکان‌پذیر باشد.

موقغیت یابی
موقعیت و جایگاه یابی در مدل بازاریابی STP

یافتن و مشخص کردن جایگاه، آخرین قسمت از فرآیند STP می‌باشد. جایگاه‌یابی عبارت است از فرایند طراحی و تثبیت موقعیت برند در بازار هدف. با جایگاه‌یابی تلاش می‌شود تا تصویر متفاوت و جذابی از برند در قیاس با رقبا ایجاد شود.
جایگاه یابی برند یک فرایند استراتژیک است که طی آن به منظور کسب موقعیت متمایز در ذهن مخاطبین هدف برنامه ریزی می شود. جهت جایگاه یابی محصول از روش‌های متعددی استفاده می شود که عبارتند از:

– قیمت
– ویژگی‌ها و مزایای محصول
– کیفیت محصول
– رقبا
– و …

جایگاه یابی

جایگاه یابی

بر اساس این موارد و متناسب با برند و محصول عرضه شده تحت این برند، جهت تدوین استراتژی جایگاه یابی باید یک مسیر ۵ مرحله‌ای را طی کنیم که عبارتند از:
قدم اول – جایگاه کنونی برند خود را مشخص کنید. باید ببینید تصویر مخاطب هدفتان از برند شما چیست؟ چه مقدار تعریف شکل گرفته در ذهن شما با تصور مخاطب از شما همسویی دارد؟ جهت انجام درست این گام، لازم است تا شناخت دقیقی از مخاطب هدف، پرسونای وی و همچنین بازار بدست آورید و با تطبیق این موارد با هویت برندتان،‌لحن برند، ارزش‌ها، ماموریت و چشم انداز سازمانتان نسبت به بررسی جایگاه واقعی برند خود اقدام کنید.
قدم دوم – تحلیل رقبا
جهت بررسی و تحلیل رقبایتان می‌بایست با بررسی دقیق بازار، مانیتور کردن کانال‌های ارتباطی رقبا با مشتریان و فعالیت‌های رقبا در سایر محیط‌ها، به تحلیل عملکرد رقبیانتان و نقاط قوت و ضعف آنها در کنار فرصت ها و تهدیدهای محیط بپردازید.
قدم سوم – مشخص کردن نقطه تمایز برندتان
همانطور که پیشتر اشاره کردیم مهمترین المان موثر در جایگاه یابی، یافتن نقطه تمایز است. این نقطه تمایز است که شما را نسبت به رقبایتان ماندگار می‌کند.
گام چهارم – بیانیه جایگاه یابی برند را تنظیم و تدوین کنید.
جهت تدوین بیانیه جایگاه یابی برند لازم است تا ۴ پرسش ذیل پاسخ داده شوند:
الف – مشتریان هدف ما چه کسانی هستند؟
ب – محصول (کالا، خدمت و یا ایده) ما چیست؟
ج – مهمترین مزیت محصول ما چیست؟
د – چه دلیلی برای اثبات این مزیت وجود دارد؟
قدم پنجم – ارزیابی جایگاه برند خود
پس از دست یافتن به جایگاه مناسب در ذهن مخاطب هدف، می‌بایست نسبت به میزان توفیق این جایگاه یابی و دستیابی به اهداف ناشی از آن اقدام کنید.